از وقتتان برای خداوند استفاده کنید ۴

«تنظیم برنامۀ زمانی»

از وقت آزاد خود برای انجام کارهایی بهره ببرید که به زندگی غنا می‌بخشند. مطالعه یکی از راههای استفادۀ ارزشمند از وقت و زمان است. آگوستین [قدیس] یک بار به ایمانداران این‌طور نصیحت کرد که تا می‌توانند مطلب بیاموزند، زیرا تمام حقیقت، نشأت‌گرفته از خداست. سرگرمیهای دیگری که به زندگی غنا می‌بخشند، در عرصۀ هنر می‌گنجند. من از حل جدول کلمات متقاطع نیز لذت می‌برم و با این کار، سلولهای کوچک خاکستری را آماده می‌کنم و جنبۀ گفتاری خود را توسعه می‌بخشم.

برای مبارزه با زیاد خوابیدن، راه‌هایی بیابید. من عادت دارم بین ساعت ۸ تا ۹ شب بخوابم و ساعت ۴ صبح بیدار شوم. این کار باعث دگرگونی شگفت‌انگیزی در برنامۀ زمانی من شده است. ساعات اولیۀ روز، عاری از عوامل حواس‌پرتی و ایجاد وقفه هستند، و زمان حیرت‌انگیزی برای مطالعه، نگارش، و دعا می‌باشند.

از زمان رانندگی برای یادگیری استفاده کنید. رانندگی عملی ماشینی/مکانیکی است که به ذهن اجازه می‌دهد نسبت به چیزی بیش از آنچه در جاده در حال وقوع است، هشیار باشد. در چنین اوقاتی، می‌توان از مزایای مطالب ضبط شده بیشترین استفاده را کرد.

و بالاخره، در اکثر موارد، داشتن برنامۀ زمانی بیشتر به فرد آزادی عمل می‌بخشد تا اینکه او را محدود کند. کار کردن بر اساس برنامۀ زمانی به ما در سازماندهی استفاده از زمان کمک زیادی می‌کند. برنامۀ زمانی باید دوستمان باشد، نه دشمن‌مان. این برنامه کمک‌مان می‌کند تا روندی برای زندگی مؤثرتر بیابیم که خدا را جلال می‌دهد.

«در حضور خدا»: زیستن در پیش روی او

اگر برنامۀ زمانی ندارید، یکی درست کنید و از آن در باقی هفته استفاده نمایید و سپس، ارزیابی کنید که چطور این برنامه به شما در استفادۀ بهینه از وقتتان کمک کرد. اگر برنامۀ زمانی دارید، لحظه‌ای آن را مرور کنید و در مورد اولویتهای خود دعا کنید.

ای جان من، بیدار شو! ای چنگ و بربط بیدار شوید! من سپیده‌دم را بیدار خواهم کرد! مزمور 57:8

خدایا، تو خدای من هستی، با تمام وجود، تو را می‌جویم؛ جان من تشنۀ توست، و پیکرم مشتاق تو، در زمین خشک و بی‌طراوت و بی‌آب!

مزمور 63:1

اما من در وصف قدرت تو می‌سرایم؛ صبحگاهان در وصف محبت تو شادمانه می‌سرایم؛ زیرا تو قلعۀ بلند منی، و پناهگاه من در روز تنگی.

مزمور 59:16

Popular posts from this blog

چرا اسلام نه! (۱)

چرا اسلام نه ! مقدمه

چرا اسلام نه ! (۲)