لوقا 1:26-33
در ماه ششم، جبرائیل فرشته از جانب خدا به شهری در جلیل به نام ناصره فرستاده شد، نزد دختری باکره که با مردی از خاندان داوود نامزد شده بود؛ و نام آن مرد یوسف بود و آن دختر را مریم میگفتند. فرشته
نزد او آمد و گفت: «سلام بر تو، ای بسیار
فیضیافته! خداوند با توست.» اما
مریم از سخنان او به وحشت افتاد و با خود اندیشید
این چه سلامی است؟
فرشته گفت: «نترس،مریم، زیرا در نزد خدا فیض یافتهای. اینک تو حامله شده، پسری خواهی زایید و او را عیسی خواهی نامید. او بزرگ خواهد بود و پسر خدای متعال خوانده خواهد شد، و خداوند خدا تخت پدرش داوود را به او خواهد داد، و او بر خاندان یعقوب تا به ابد پادشاهی خواهد کرد، و پادشاهی او هرگز پایان نخواهدیافت
.